خبرهای ویژه

» حوادث » گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۲۳ - ۱۱:۱۶

گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها

برای شما علاقه مندان سایت “آن رد” نوشته ای داریم با عنوان گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها که در دسته مطالب مرتبط با حوادث قرار میگیرد و پیشتر به آن میپردازیم. با امید به اینکه مورد استقبال شما قرار گیرد. گفتگو با بازمانده ها و مجروحان زلزله بازمانده ها […]

گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها

برای شما علاقه مندان سایت “آن رد” نوشته ای داریم با عنوان گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها که در دسته مطالب مرتبط با حوادث قرار میگیرد و پیشتر به آن میپردازیم. با امید به اینکه مورد استقبال شما قرار گیرد.

گفتگو با بازمانده ها و مجروحان زلزله

بازمانده ها و مجروحان زلزله ,خانه‌ها ویران شده؛ هر مکان بوی غم و ماتم می‌دهد. به هر جا نگاه می‌کنی تنها درد است و ناله. این‌جا سرپل ذهاب است. منطقه‌ای که در عرض یک شب به ویرانه مبدل شده است. خانواده‌های عزادار، اشک‌ریزان و ماتم‌زده به خانه‌هایشان که به آوار مبدل شده، خیره شده‌اند. کاری از دستشان برنمی‌آید جز اشک ریختن و فریاد زدن؛ برخی‌هایشان بهت زده‌اند و حتی اشک هم نمی‌ریزند.

به اشتراک جمعیت زنی حدودا میانسال ایستاده است. سرتا پا سیاه پوشیده است. مرتب اشک می‌ریزد. هنوز شوکه است. روی زمین نشسته و به آوار روبه‌رویش خیره شده و گاهی بلند و گاهی آهسته گریه می‌کند. با پرسیدن اولین پرسش مرا بغل می‌کند و زار می‌زند.

به اشتراک اشک‌هایش بیان می کند: «یک‌شبه خانواده‌ام برای در بیشتر مواقع رفتند. تنها مانده‌ام. تنها به من بگویید باید چه‌کار کنم. ۴فرزندم رفتند. شوهرم رفت. همه آنها پایین آوار مانده‌اند. می‌بینید که سر تا پا سیاه پوشیده‌ام! دیشب بی‌آن‌که بدانم برنامه ریزی شده است چه بلایی سرم بیاید، سیاه پوشیدم. اکنون دیگر برای در بیشتر مواقع سیاهپوش شده‌ام. یکی به من بگوید که از این به بعد بدون خانواده‌ام، بدون فرزندانم باید چه‌کار کنم.

بازمانده ها و مجروحان زلزله کرمانشاه

دخترم جدید دانشگاه قبول شده بود. می‌خواست درس بخواند. شب قبل همراه با هم خیلی خوشحال بودیم.
به‌خاطر دخترم همگی کلی گفتیم و خندیدیم. اکنون باید بدون آنها، بدون خانه و زندگی‌ام آواره شوم.‌
ای‌ کاش من هم همراه آنها مرده بودم. کاش من هم الان پایین آوار در کنارشان بودم.»

اینها را بیان می کند و فریاد گریه سر می‌دهد. کمی آن طرف‌تر مردی اشک‌ریزان پسربچه دو ساله‌اش را بغل گرفته؛ پسرش غرق در خون است و از درد گریه می‌کند. وقتی از ایشان پیرامون خانواده‌اش می‌پرسم، اشک‌ریزان پاسخ می‌دهد: «لحظه‌ای که زلزله آمد، هول شدیم.

من و همسر و فرزند دیگرم فورا از خانه فرار کردیم. پسرم بهمراه مادربزرگش در خانه جا ماندند. فورا پسرم را نجات دادم و ایشان مجروح شد. الان پایش شکسته و به سرش هم ضربه وارد شده است. با اینحال مادرم پایین آوار ماند و جان باخت.

همسرم بازهم شوکه است و نمی‌تواند صحبت کند. لحظه خیلی وحشتناکی بود. اکنون پسرم دارد درد می‌کشد.
همسایه‌هایمان همگی عزادار شده‌اند. هرکس یک نفر از عضو های خانواده‌اش را از دست داده است.
نمی‌دانیم برای غم خودمان اشک بریزیم یا همسایه‌ها و دوستانمان؛ یک‌شبه همه زندگیمان را از دست دادیم و نمی‌دانیم باید چه‌کار کنیم.»

بازمانده ها و مجروحان زلزله کرمانشاه

به اشتراک جمعیت زن جوان دیگری نیز روی زمین افتاده و تمام پاهایش سوخته است. از درد ناله می‌کند و اصلا نمی‌تواند حتی صحبت کند. می‌گویند که ایشان زمان وقوع زلزله همراه با سماور روشن بوده و آب‌ جوش روی پاهایش ریخته است.

برای شما هم جالب است؟ :  بخشش قاتل زن باردار که با پسر همسایه رابطه شیطانی داشت +تصویر

حتی فرزند خردسالش هم در این حادثه سوخته است. مرد جوان دیگری هم دوقلوهای ٨ماهه‌اش در پایین آوار زخمی و به بیمارستان منتقل شده‌اند. ایشان نیز در این‌باره بیان می کند: «زمان فرار دوقلوها را بغل کردیم و داشتیم از خانه بیرون می‌آمدیم که ناگهان آوار ریخت.

دوقلوها مجروح شدند. همسرم پیش آنها در بیمارستان است و بیان می کند آن‌جا شرایط خیلی بد است. تعداد مجروحان زیاد شده
و مرتب مصدوم به آن‌جا منتقل می‌کنند.

من هم این‌جا مانده‌ام تا به همسایگان و فامیل‌هایم کمک کنم. از هر کسی که می‌شناسم حداقل یک نفرجان باخته
و تعداد فراوانی مجروح شده‌اند. ما این‌جا شرایط خوبی نداریم و از شب قبل تا اکنون نه غذا خورده‌ایم و نه خوابیده‌ایم.
بیشتر آشناها و دوستانم منتظرند تا عزیزانشان را از پایین آوار بیرون بیاورند. تمام شهر به یک‌باره با خاک یکسان شده است.»

اشک های دردناک یک پدر برای عزیزانش

اشک‌های اهالی روستای کوئیک

روستای کوئیک حسن از توابع سر پل ذهاب است. به گفته اهالی این روستا، ۵٨ نفر از اهالی بر اثر زلزله کشته شده‌اند. علی‌محمد محمدی، یکی از اهالی این روستاست که همسر و فرزند کوچکش را از دست داده است. ایشان در این‌باره بیان می کند: «لحظه وقوع زلزله وحشتناک بود. در یک ثانیه آسمان و زمین پر شد از دود و خاک و گرد و غبار. صدای وحشتناکی هم داشت.

همسرم بهمراه دخترم به خانه مادرش رفته بود. مادرزنم جدید سه روز بود که فوت شده بود. برای همین
همسرم به آن‌جا رفته بود تا بهمراه خواهرهایش مراسم تعزیه و عزاداری برگزار کنند.

من هم بهمراه ۴ فرزند دیگرم در خانه بودم که زلزله آمد. من و ۴ فرزندم زنده ماندیم با اینحال همسرم و دختر کوچکم که در خانه مادرزنم بودند، جان باختند. دخترم کلاس دوم ابتدایی بود که ایشان را از دست دادم. سه خواهرزنم هم در این حادثه جان باختند. خانه مادرزنم به صورت تمام و کمال تخریب شده و آوار روی سر آنها ریخته بود. برای همین همه‌شان جان باختند.»

به علاوه از طرف دیگر بخوانید :  پیغام باورنکردنی سارقان قوی هیکل برای اهالی زعفرانیه +تصویر

زن میانسال دیگری نیز از اهالی روستای کوئیک حسن است. ایشان که زمان حمام کردن دخترش متوجه زلزله شده بود، موفق شد فرزندانش را نجات دهد. این زن شرح می‌دهد: «می‌خواستم دختر کوچکم را حمام کنم که ناگهان همه جا لرزید.

برای شما هم جالب است؟ :  قاتلان بی رحم زن مقیم سوئیس در یک قدمی محاکمه +تصویر

فورا متوجه زلزله شدم و خودم را روی دو فرزندم انداختم. مجروح شدیم با اینحال همگی زنده ماندیم.
ما را از پایین آوار بیرون کشیدند. بعد از این‌که از شوک بیرون آمدم، متوجه شدم که دو خواهرم را از دست داده‌ام.»

گفتگو با بازمانده ها و مجروحان زلزله کرمانشاه

بهزاد کریمی هم اهل روستای کوئیک صیفوری است. بیشتر فامیل‌ها و بستگانش را از دست داده است.
بیان می کند ١۶٠نفر تنها در همین روستا کشته شده‌اند. ایشان شرح می‌دهد: «در این روستا بالای ١٠٠نفر کشته شدند
که آمارها نشان می‌دهد ١۶٠نفر بوده‌اند.

خود من بستگان فراوانی را در این حادثه از دست دادم. تنها به خانه دوستان و آشنایانم می‌روم و به آنها برای پیداکردن مردم پایین آوار مانده کمک می‌کنم. یک خانواده ٧ نفره زمان فرار در راهروی خانه گرفتار شدند و آوار روی آنها ریخت. تمام آن خانواده جان باختند.»

حشمت مهدوی، نمونه دیگری از اهالی این روستا بیان می کند: «ما ساکن یکی از ساختمان‌های مسکن مهر بودیم.
طبقه سوم زندگی می‌کردیم. ساعت ١٠ بود که در سایت دیدیم در ازگله زلزله آمده است.

چند ثانیه هم نشد که ناگهان هر مکان لرزید و برق رفت. فورا فرار کردیم و به راه پله آمدیم.
آن‌جا دیگر تعادلمان را از دست دادیم و افتادیم روی زمین، با اینحال همه خانواده و اهالی ساختمان زنده ماندیم.
با این وجود ساختمان به صورت تمام و کمال تخریب شد و هیچ چیز از ساختمان باقی نماند. این ساختمان تنها یک کشته داشت.»

پیرمردی که تنها ماند

روستای زرده هم در لیست روستاهای تخریب‌شده است. محاسبه قربانیان در این روستا به ١٢نفر می‌رسد. به اشتراک افرادی که عزیزانشان را در این حادثه هولناک از دست داده‌اند، حال سید فریدون حسینی از همه بدتر است. ایشان که ٢٩‌سال پیش ٧ نفر از عضو های خانواده‌اش را از دست داده بود، اکنون با از دست دادن چهار عضو دیگر خانواده‌اش از در بیشتر مواقع تنها‌تر شده؛ سیدفریدون حسینی از اهالی قدیمی روستاست.

تازه ترین بازمانده ها و مجروحان زلزله غرب کشور

در روز بمباران ٧ نفر از خانواده‌اش را از دست داد و برای دفن کردن آنها در روستا ماند و به همین طریق شیمیایی شد. ایشان حدود ١٠ کتاب ازجمله شاهنامه و امیرارسلان نامدار را با چشمانش که اکنون از کارهای گازهای شیمیایی کم‌بینا شده‌اند، به زبان کردی اورامی بازگردانده است. ‌سال ۶٧، ۵ برادر و پدر و فرزندش را با دست‌های خودش شست و به خاک سپرد.

برای شما هم جالب است؟ :  قتل شبانه در تولیدی پوشاک زنانه در مارکت تهران

حدود ٧٠‌سال دارد. ایشان خودش پدر و پسر و برادرانش را به اشتراک مرده‌ها پیدا کرد و به خاک سپرد.
اکنون با شنیدن خبر فوت ۴نفر دیگر از عضو های خانواده‌اش که دو نفر آنها نوه‌هایش بودند،مجددا حالش بد شده
و در بیمارستان بستری است. برهان احمدی یک مستندساز در سنندج پیرامون فریدون حسینی بیان می کند:
«من فریدون حسینی را از نزدیک می‌شناسم. حال فریدون اصلا خوب نیست و حتی نمی‌تواند صحبت کند.شوکه شده؛
از وقتی شنیده که نوه‌هایش را از دست داده است، فشارش بالا رفته و در بیمارستان بستری شده است.
ایشان قبل از این هم حال خوبی نداشت و بیمار بود. اکنون هم حالش بدتر شده است.

نوه‌هایش خردسال بودند و فریدون آنها را خیلی دوست داشت. اکنون باز هم باید روزهای تلخ چند‌سال پیش راتجربه کند.
ایشان دیگر توان قبلی‌ها را ندارد و نمی‌تواند مرگ خانواده‌اش را تحمل کند.»

گفتگوی غم انگیز بازمانده ها و مجروحان زلزله

احمدی پیرامون روستای زرده نیز بیان می کند: «روستای زرده در دالاهو بین ذهاب و اسلام‌آباد قرار دارد. ما یک زرده بالا و یک زرده پایین داریم که روستای زرده پایین به دلیل نوع بافت قدیمی‌اش به صورت تمام و کمال تخریب شده است.

مجروحان همگی به بیمارستان طالقانی کرمانشاه منتقل شده‌اند. هنوز محاسبه دقیقی از مجروحان و حتی وضع آنها در اختیار نیست
با این وجود برخی از مجروحان حال وخیمی دارند. در کل ١٢نفر هم در این روستا جان خود را از دست داده‌اند.»

دکتر کرمی یکی از پزشکان بیمارستان طالقانی پیرامون وضع مجروحان و اهالی روستاها بیان می کند: «شرایط روستای زرده اصلا خوب نیست.
برق قطع و ٨۵‌درصد روستا هم تخریب شده است. در روستای زرده پایین و بالا ١۶٠٠نفر ساکن هستند
که از لحظه وقوع زلزله ما همگی در بیمارستان هستیم. از همان لحظات اول تا الان جراحی‌های فراوانی انجام داده‌ایم.

عده ای از مجروحان نیز به دلیل وخامت حالشان به بیمارستان‌های تهران منتقل شده‌اند. عده ای از روستاهای اطراف سرپل ذهاب
نیز هنوز کسی اطلاعی از سرنوشت اهالی آن‌جا ندارد و هیچ‌کس نتوانسته وارد آن روستاها شود.
امکان دارد که شرایط در آن روستاها خیلی وخیم باشد.»

آن رد

صمیمانه امیدواریم نوشته :گفتگو با سیاه‌پوشان چشم انتظار و مجروحان زلزله کرمانشاه +عکس ها” مورد استقبال شما علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع


برچسب ها : , ,
دسته بندی : حوادث
تبلیغات